<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>من واندیشه ام </title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 14 Dec 2024 15:05:41 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/110</link>
<description>به بهانه تولد 63 سالگیم می نویسم تا بماند یادگار اگه در دوران جوانی می دانستم که این مسیر این همه کوتاه است هرگز نمی دویدم انقدر اهسته راه می رفتم تا لذت تمام مسیر در رگ ریشه ام باقی بماند انقدر تند امدم که یادم رفت در مسیر چه چیزهایی دیدم وندیدم ارزشی که برایم مانده نهال های زندگیم بود ه اند که به یاری خداوند به بار نشسته ای کاش انزمان لحظه هارا با تک تک سلولم حس می کردم مزه می کردم گذشت .........ومن به مرز 63 سالگی رسیدم به سراشیبی تند زندگی</description>
<pubDate>Sat, 14 Dec 2024 15:05:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/110</guid>
</item>
<item>
<title>دلتنگی </title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/109</link>
<description>امروز وامروز وامروز وباز امروز بازدلتنگ ترم از هرروز نمی دانم سرانجام کارم به کجا خواهد کشید واین قلب تا کجا می تواند مقاومت کند .سنگین حرف تهمتی است که سالیان سال است مرا می شکند . پروانه اگر سوخت در اتش عشق شمعی سوخت گر من بمانم در غم تنهایی دل شمعم بسوخت</description>
<pubDate>Wed, 19 Jan 2022 15:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/109</guid>
</item>
<item>
<title>چشمه زندگی </title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/108</link>
<description>چشمهایم را می بندم به دور دستها سفر می کنم .به روزهای شاد نوجوانی به ان روزها که دلم با هیچ غصه ای اشنا نبود. درونش فقط شادی لذت وزندگی بود به دور دستها سفر می کنم شاید باز با تجسم زیباترین واژه عشق را بیابم .راستیت مگر عشق یک نوع شیدایی نیست .پس من هنوز عاشقم چون شیفته همان روزگارم که محبت لا به لای ماشین ها گم نشده بود .کم کم به عصر نزدیک می شوم چادرم را می پوشم کوزه گلی را به دستم می گیرم کفشهایم را می پوشم وبا دلم دنیایی ذوق راهی مکان مقدسی می شوم .همه</description>
<pubDate>Mon, 10 Feb 2020 08:04:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/108</guid>
</item>
<item>
<title>شیره پزی در مانیزان</title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/107</link>
<description>زمانی که به محدوده شهر انگور قدم می گذاری انقدر نقاشی خداوند زیباست که محو قدرت خدواند وافرینش او می شوی برگهای درخت تاک با باد ملایمی در حال رقص زیبا وظریفی است واگر کنارشان دراز بکش لالایی گوش نوازی تورا به اوج می رساند برگهای سبزی که با طراحی ویزه خودش برایت دست تکان می دهد .این زمانی است که برگها به رشد کامل رسیده اند . اوایل بهاراست از دور دست که نگاه میکنی تمام زمین در خواب است وساقه های تاک زیر خاک سرد ارمیده است فقط کلاغها گه گاهی در کنار این زمین</description>
<pubDate>Sun, 09 Feb 2020 17:24:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/107</guid>
</item>
<item>
<title>شیره پزی در مانیزان</title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/106</link>
<description>زمانی که به محدوده شهر انگور قدم می گذاری انقدر نقاشی خداوند زیباست که محو قدرت خدواند وافرینش او می شوی برگهای درخت تاک با باد ملایمی در حال رقص زیبا وظریفی است واگر کنارشان دراز بکش لالایی گوش نوازی تورا به اوج می رساند برگهای سبزی که با طراحی ویزه خودش برایت دست تکان می دهد .این زمانی است که برگها به رشد کامل رسیده اند . اوایل بهاراست از دور دست که نگاه میکنی تمام زمین در خواب است وساقه های تاک زیر خاک سرد ارمیده است فقط کلاغها گه گاهی در کنار این زمین</description>
<pubDate>Sun, 09 Feb 2020 17:24:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/106</guid>
</item>
<item>
<title>شیره پزی در مانیزان</title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/105</link>
<description>زمانی که به محدوده شهر انگور قدم می گذاری انقدر نقاشی خداوند زیباست که محو قدرت خدواند وافرینش او می شوی برگهای درخت تاک با باد ملایمی در حال رقص زیبا وظریفی است واگر کنارشان دراز بکش لالایی گوش نوازی تورا به اوج می رساند برگهای سبزی که با طراحی ویزه خودش برایت دست تکان می دهد .این زمانی است که برگها به رشد کامل رسیده اند . اوایل بهاراست از دور دست که نگاه میکنی تمام زمین در خواب است وساقه های تاک زیر خاک سرد ارمیده است فقط کلاغها گه گاهی در کنار این زمین</description>
<pubDate>Sun, 09 Feb 2020 17:24:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/105</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/104</link>
<description>به نام خدا دلم نمی خواد یه چیزی بنویسم که اسمش وصیت باشه ولی باید یه چیزایی رو حتما بنویسم در این چند سالی که از خدا عمر گرفتم هیچوقت دلم نخواسته دل کسی رو بشکنم یا کسی رو برنجانم واگر این اتفاق افتاده یا نا خواسته بوده یا رنجشی حاصل شده که نتیجه اش عکس العمل من بوده نمی دونم آدم خوب فرزند خوب همسر خوب یا مادر خوبی بوده ام یانه ولی در کل همیشه خواستم که برایتان خوبترین باشم از تمام بدیهای عذر می خواهم که اگر فرزند خوبی برای پدر ومادرم وهمسری خوب برای همسرم</description>
<pubDate>Sat, 25 May 2019 18:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/104</guid>
</item>
<item>
<title>سلام بر زندگی </title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/103</link>
<description>شنیدین میگن اگه طناب پاره بشه گره که میزنی بهم نزدیکتر میشی رابطه ماهم چنین شده هربارکه این اتفاق میفته بهم نزدیکتر میشیم ولی بعضی حرفها مثل همون گره بینمون میفته که سقت وسخته ...... ای کاش می فهمید که چقدر این گره بین دل وتو فاصله انداخته دوستت دارم ولی با گره وگله مگر من باتو عهد نبستم که تا اخر جاده زندگی باتو بیایم ؟چرا کاری می کنی که دستم را بکشم وتا انتها تنهایی بدون تو بدو بروم یعنی قرار کنم ؟ شایدامروز نفهمی وروزی بفهمی که من در کنارت نباشم ولی چه</description>
<pubDate>Sun, 05 May 2019 07:45:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/103</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه روز تولدم </title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/102</link>
<description>امروز 56 پاییز وزمستان وبهار وتابستان را پشت سر گذاشته ام حالاچرا از پاییز شروع کردم چون پاییز به دنیا آمده ام 56 فصل را دیده ام .فصل خزان بدنیا امدم فصل عشق وامید وهم فصل خزان ،فصل عشق وفصل فراق ؛فصل درد واز دست دادن تمام عشق زندگیم ،تابستان و زمستان هایم هم گذشت بزرگتر شدم همه احساسم درون دل خسته ام خفه شد.همه زمانهایم را دویدم ؟نه که بخواهم بدوم مرا دواندن تا از زندگی عقب نمانم ............ولی من در یک جای دنیا ماندم جسمم رشد کرد حرکت کرد ولی پاهایم به</description>
<pubDate>Tue, 04 Dec 2018 13:29:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/102</guid>
</item>
<item>
<title>شهید</title>
<link>https://andishevabasij.blogfa.com/post/101</link>
<description>ب چه که بودم همه میگفتن:&quot; مشت آدما اندازه قلبشونه &quot;. مامانم میگفت:&quot; شهیدا وسعت قلبشون اونقدر زیاده که قابل توصیف نیست &quot;. اون موقع با خودم فکر میکردم یعنی دست شهیدا باید چه اندازه ای باشه که به وسعت قلبشون برسه؟! شاید اصلا حرفم خیلی خنده دار بود اما قسمت جالب داستان اونجاست که فهمیدم بعضی شهیدا اصلا دست نداشتن!!! وای خدا!یعنی وسعت قلبشون اونقدر زیاده که کار از دست و این چیزا گذشته؟!! واما شما شهید عزیز! بی آنکه بدانم،آرام آرام تمام ذهنم را تسخیر کردی و جای</description>
<pubDate>Wed, 31 Oct 2018 09:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>andishevabasij</dc:creator>
<guid>andishevabasij.blogfa.com/post/101</guid>
</item>
</channel>
</rss>
